الشيخ أبو الفتوح الرازي
153
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ملك براى او تا به مردن ، و لذّت طعام و شراب و نكاح بر او بماند تا به مردن . مفسّران گفتند : هارون در اين وقت به مصر بود و موسى به مدين . چون او بيامد و در راه نبوّت دادند او را ، و موسى از خداى درخواست كه او را يار من كن در نبوّت تا به يك جاى برويم ، خداى تعالى او را اجابت كرد و وحى كرد به هارون كه : برادرت به پيغامبرى مىآيد به فرعون ، و من تو را يار او كردم در نبوّت ، شما هر دو از قبل من فرستادهاى به او تا او را دعوت كنى و موسى در راه است تو را به استقبال او بايد رفتن . هارون - عليه السّلام - يك مرحله به استقبال او رفت ، و يكديگر را از احوال خود خبر دادند . محمّد بن علىّ الورّاق گفت : از يحيى معاذ شنيدم كه اين آيت بخواند ( 1 ) ، بگريست و گفت : الهى هذا رفقك به من يقول انا اللَّه فكيف رفقك به من يقول لا إله الَّا اللَّه ، اين رفق و لطف تو است با آن كه گفت من خدايم رفق تو چگونه باشد با آن كه گويد جز تو خدايى نيست ؟ ابو القاسم بن حبيب گفت : من نيز بر اين منوال لفظى چند ساختم ، و هى : هذا رفقك به من ينافيك فكيف رفقك به من يصافيك ، هذا رفقك به من يعاديك فكيف رفقك به من يناديك ، هذا رفقك به من يسبّك فكيف رفقك به من يحبّك ، هذا رفقك به من ضلّ ، فكيف رفقك به من ذلّ ، هذا رفقك به من اقترف ، فكيف رفقك به من اعترف ، هذا رفقك به من اصرّ ، فكيف رفقك به من استغفر ، بار خدايا ! با بيگانگان چنين كرم كنى ، با يگانگان چه كنى ! با دشمنان چنين خطاب كنى ، با دوستان چه خطاب كنى ! * ( قالا رَبَّنا ) * ، موسى و هارون گفتند ( 2 ) : خداوند ما ! ما ترسيم كه او بر ما تعجيل عقوبت كند و ما را بفرمايد كشتن ، چه او پادشاهى ظالم است ، يقال : فرط عليه اذا سبقه بمكروه ، و الفارط ، الَّذي يتقدّم القوم الى الكلأ و الماء ( 3 ) ، و منه قوله - عليه السّلام : انا فرطكم على الحوض ، و قال الرّاجز : قد فرط العجل علينا و عجل .
--> ( 1 ) . آج ، لب ، آز ، مش و . ( 2 ) . آج ، لب بار . ( 3 ) . آج ، لب : الملاء .